تبليغاتX
تونل تفریح

bahalim

موژان و رعنا

bahalim

http://bahalim.blogfa.com

تونل تفریح

تونل تفریح

تونل تفریح

هدف ما از ایجاد این وبلاگ تنها سرگرمی نیست گاهی مطالب علمی به روز رو می ذاریم یا جوک و طنز و گاهی از عشق و نفرت و ادبیات و شعر حرف می زنیم و یا یه گپ ساده و خب حتی به معرفی کتاب یا فیلم هم می پردازیم و خیلی مطالب دیگر و در کل اوقات خوشی رو برای شما عزیزان آرزومندیم .
با تشکر موژان و رعنا از همه چی توش هست (جوک/ اس ام اس / عشق / نفرت و ... )

تونل تفریح

 
منوي اصلي
صفحه اول
پست الکترونيک
آرشيو مطالب

آرشیو ماهانه
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387


جستجوگر




 

 تبلیغات


مکان تبلیغات شما

  جوک(طنز)

فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين

امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت

امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست --- پائولو كويئلو

امتحان در صورت عدم حذف پزشكي ، اولين گام در جهت شروع چاپلوسي پيش استاد براي نمره ي ده گرفتن است ---- كامي نيك صالحي

چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اش را نمي دانم ---- جرج اورول

امتحان فقط يه بازيه ... يه بازيه مسخره ---- از ديالوگهاي فيلم نيش

هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن ---- يك ضرب المثل برمه اي

توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود ----- ارنست همينگوي



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 20:55       

  گنجشک و خدا (عمومی)

گنجشک و خدا

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي‌آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي‌ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه‌اي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي‌هايم بود و سرپناه بي كسي‌ام. 
 تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي‌خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني‌ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه‌هايش ملكوت خدا را پر كرد.



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 22:11       

  عمومی

آیا شیطان وجود دارد؟؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 13:3       

 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستان عزیز یه مدتی نبودیم چون خیلی کارا پیش اومد امااااااا الان در خدمتیم که فعال باشیم

زیاد بهمون سر بزنیداااا



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 12:45       

  عمومی

جواب یک دانشجوی واشینگتنی!!

ميگن جواب يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک سؤال امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل
بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است .

پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟

اکثر دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند .

اما يکی از آنها چنين نوشت :

اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند .
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر .
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند .
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد :

۱ ) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود .
۲ ) اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند .

اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد: «مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج كنم!» از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است .

تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 21:40       

  چگونه در مهمانی آدم باشیم ؟

چگونه زن ذلیلِ خوبی شویم

برای اینکه زن‌ذلیل خوبی باشیم کافی است به ۱۵ قانون زیر که ساخته و پرداخته ذهن زنان است توجه نموده و آنها را به دقت رعایت کنیم
1-زن همیشه قوانین را وضع نموده و تصویب کند
2-قوانین ممکن است بدون اطلاع قبلی تغییر کند
3-امکان ندارد مردی تمام قوانین را بداند
4-چنانچه زن شک ببرد که مرد تمام یا برخی از قوانین را می‌داند، می‌تواند بلافاصله قوانین را تغییر دهد
5-زن هرگز اشتباه نمی‌کند
6-چنانچه به نظر آید که زن در اشتباه است، علت آن است که مرد حرفی بیجا و اشتباه بر زبان آورده یا کاری اشتباه کرده که باعث سوء تفاهمی آشکار و در نتیجه، اشتباه زن شده است
7-چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد باید بلافاصله معذرت بخواهد، چرا که او باعث سوء تفاهم شده است
8- زن می‌تواند هر زمان که اراده کند، تصمیم خود را عوض کند
9-مرد هرگز نباید بدون رضایت صریح زن، تصمیم خود را عوض کند
10-زن حق دارد در هر زمان عصبانی یا مشوش باشد
11-مرد باید در تمامی اوقات آرام باشد، مگر اینکه زن از او بخواهد عصبانی شود
12-زن ممکن است از مرد بخواهد که عصبانی باشد یا عصبانی نباشد، اما تحت هیچ شرایطی نباید او را از نیت خود آگاه سازد
13-مرد مکلف است، در تمامی اوقات ذهن زن را بخواند
14-در تمامی اوقات و در هر زمان و مکان آنچه مهم است این است که منظور زن چه بود، نه اینکه چه گفت.
15-چنانچه مرد هر زمان که تصور میکند درست میگوید کافی است به بند 5 مراجعه نماید



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 16:37       

  جوک (طنز)

پنج آدمخوار در یک شرکت!

پنج آدمخوار به عنوان برنامه نویس در یک شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند.
هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید."
آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند. چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر زد و گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟”
آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند.
بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: "کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟"
یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: "ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد!
از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید!



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 15:9       

  شعر !!

امروز مطلب تفریحی نیست ............

 

هواللطیف

 

سلام ..... امروز به یاد عزیزی افتادیم  و تصمیم گرفتیم شعری را که خودش گفته بود اینجا بگذاریم  گرچه این عزیز ماهاست که زندگیش برای ما مجهول است اما ما با خاطراتش  همچنان یاد آور لحظه های خوش  هم نشینی  با او هستیم  او این شعر را زمانی گفت که به امید آن دنیای فنا ناپذیر تک تک لحظه ها را ستایش می کرد و قبل از این که روحش پیراهن کثیف تن و زندگی مادی دنیوی را بدرد و رها شود این شعر را سرود او شاعر نبود اما همانند یک شاعر به دنیا می نگریست و ناگفته های خود را با قدرت این اشعار بیان می کرد بی آن که  به تحصیل آن پرداخته باشد گرچه هنوز هم  او برایمان مثل سرنوشت گم شده ایست که نمی دانیم چه شد  اما با تمام قلبمان از خداوند خواستاریم که همواره او را به قله های سعادت  هدایت کند و ای کاش روزی شفای مارا هم از آفریننده ی جهان خواستار باشد  ............... به امید آن روز ........

 

فردا

 

لحظه ها ی گذرند

من در این وادی به دنبال عروج

که مرا اوج دهد تا فردا

 

لحظه ها می گذرند

من در این اندیشه

که دمی پنجره را     بگشایم فردا

راستی عشق در آن باغ صفا خواهم یافت ؟

 

لحظه ها می گذرد 

من به امید طلوعی دیگر    به افق می نگرم 

آیا آن پرده ی پر پولک شب خواهد رفت ؟

 

لحظه ها می گذرند

گر که فردا برسد    من به او خواهم گفت

 

که تو امروزی و من      به امید فردا ...



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 16:58       

  راه حل کشور ها برای پیدا کردن کلید گم شده در!!!!

راه حل کشور ها برای پیدا کردن کلید گم شده خانه!!

فرانسه
در اين کشور درها معمولا قفل نيستند، بنابراين دستگيره در را مي چرخانند و در را باز مي کنند. بعداً ماموران يک کليد يدکي درست مي کنند يا قفل را عوض مي کنند.

آمريکا
بلافاصله
F.B.I تعداد 194 نفر از مظنونين القاعده را دستگير و تعدادي از ايرانيان را اخراح مي کند و در بازوجويي اعضاي القاعده تعدادي بمب و موشک و نارنجک و تانک نفربر و موشک ضد موشک در خانههاي آنها پيدا مي کنند، اما کليدي پيدا نمي شود.

آلمان 
حتما يک کليد يدکي در جيب هلموت کهل است، آن را از او مي گيرند.

بلژيک 
ابتدا مسئول مربوطه به ماموران نامه مي نويسد و اين خبر را مي دهد، بعد موضوع طي نامهاي به وزارت کشور و وزارت امور خارجه خبر داده مي شود، بعد نامههايي براي پارلمان اروپا نوشته مي شود. بعد از نه ماه نامه نگاري کليد خودش پيدا مي شود.

انگلستان 
در انگلستان هيچ وقت هيچ کليدي گم نمي شود، مگر اينکه از دهها سال قبل در مورد آن تصميم گرفته شده باشد.

کلمبيا 
رئيس جمهور از قاچاقچيان مي خواهد کليد را پس بدهند، آنها هم از او مي خواهند قول بدهد ديگر درها را قفل نکنند.

واتيکان 
پاپ از خداوند مي خواهد جاي کليد را نشان بدهد، بعد هم يک کليد ساز مي آورند و در را باز مي کنند.

ايتاليا 
گم شدن در اين کشور طبيعي است، بنابراين در را مي شکنند و خسارت آنرا به برلوسکوني مي دهند.

افغانستان 
با يک توپ 106 در را از جا مي کنند و در اين ماجرا تعدادي از نيروهاي آمريکايي و القاعده هم به قتل مي رسند.

عراق 
چند ساعت منتظر مي مانند تا عمليات استشهادي انجام شود، در جریان عمليات در هم باز مي شود و مي بينند صدام آنجا نيست.

سوئيس 
براي انتخاب بين باز کردن در يا باز نکردن آن رفراندوم برگزار مي کنند.

روسيه 
يکي از دزدهايي که وزير شده است، با يک سنجاق در را باز مي کند.

ايران 
ابتدا تعدادي از عوامل نفوذي را که اتفاقا روزنامه نگار هستند دستگير مي کنند، بعد حزب الله از خواهران مي خواهد که مواظب حجابشان باشند، بعد چند روز روزنامه را تعطيل مي کنند، بعد کميسيون تحقيق تشکيل شده و براي يافتن کليد وزارت اطلاعات را در جريان قرار مي دهند، بعد معلوم مي شود که از هر کليدي چهار عدد يدکي در مجلس، رياست جمهوري، شواري نگهبان، ، قوه قضاييه وجود دارد، بعد کليدها را پس از استفسار از شواري نگهبان مي برند و مي بينند هيچکدامشان در را باز نمي کنند. بعد با لگد در را باز مي کنند و مي بينند رييس جمهور يک هفته در آنجا گير کرده بود و جيکش در نمي آمد.



+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 14:38       

  چگونه در مهمانی آدم باشید !!!؟؟؟

پيش از رفتن به مهماني خودتان را تر و تميز کنيد. اگر به فکر آبروي خودتان نيستيد به فکر آنها باشيد که قرار است با شما روبوسي کنند.
2. اگر مي خواهيد پيش از رفتن به مهماني دوش بگيريد، براي اين کار از عطر و ادوکلن استفاده نکنيد. باور کنيد آب مناسب تر است.
3. براي ميزبانتان گل ببريد؛ اما اگر وسعتان نميرسد که از گل فروشي گل بخريد، از گلهاي داخل پارک استفاده نکنيد؛ چون ممکن است بلبل عاشق از بي کسي دق کند.
4. قبل از وارد به خانه ي ميزبانتان يا ا... بگوييد. شايد آنها در خانه شان سر بريده داشته باشند.
5. هنگام ورود به همه سلام کنيد و با همه دست بدهيد،مگر اينکه خانه ي ميزبان در استاديوم آزادي باشد.
6. به اتاق هاي خانه ي ميزبان سرک نکشيد. اينجا هم همان بحث سر بريده مطرح مي شود.
7. اگر سيني چاي را جلويتان گرفتند، به صورت کسي که سيني را در دست دارد خيره نشويد. اين عمل مربوط به مجالس خواستگاري است. آن هم تنها در سريالهاي تلويزيوني.
8. اگر پايتان بوي بد مي دهد، فقط در مهماني هاي دست جمعي شرکت کنيد. اين طوري کسي نمي فهمد که توليد کننده ي بوي باتلاق شما هستيد.
9. وقتي تلفن خانه ي ميزبان زنگ مي زند، شما گوشي را بر نداريد.
10. تلفن هاي خارج کشورتان را در مهماني نزنيد. امروز روز تکنولوژي پيشرفت کرده است و يک پرينت از مخابرات مايه ي آبروريزي آدمهاي آويزن مي شود.
11. اگر احياناً در خانه ي ميزبان سر بريده ديديد، به روي خودتان نياوريد.
12. هنگام خوردن غذا، صداي خفه کن دهانتان را روشن کنيد.
13. اگر شک داريد که درآمد ميزبانتان از راه حلال به دست آمده است يا نه، بنا را بر حلال بگذاريد .
14. اگر يقين داريد که درآمد ميزبانتان از راه حرام به دست آمده است، تا وقتي که در خانه ي او هستيد چيزي نخوريد؛ حتي اگر چيز اساسي و توپي باشد. مثال چيز اساسي و توپ: خوراک ميگو، شکلات خارجي، پسته ي فرد اعلا و...
15. اگر در غذايتان مو پيدا کرديد، آن را نبينيد.
16. اگر ميزبان فراموش کرده بود سر سفره آب بگذارد، وانمود نکنيد که لقمه در گلويتان گير کرده است و داريد خفه مي شويد. مثل آدم از او بخواهيد که کمي آب سر سفره بگذارد. قرار است آدم باشيد ديگر.
17. اگر در مجلس ختم شرکت کرده ايد، قيافه اي محزون به خود بگيريد و به چيزهاي غم انگيزي مثل شب امتحان، وبا، کاندوليزا رايس فکر کنيد.
18. اگر در مجلس عروسي شرکت کرده ايد، چيزهاي خوب را در ذهنتان مجسم کنيد و به سريال طنز شبانه ي ديشب فکر نکنيد.
19. اگر قرار است مهمان به خانه تان بيايد... خدا صبرتان بدهد.
20. اگر مهمان هايتان بيشتر از تعداد پيش بيني شده بودند، آنها را گزينش نکنيد. خدا بزرگ است، بالاخره يه طوري مي شود.
21. هنگام مهماني رفتن، کساني را که دعوت نيستند با خودتان همراه نکنيد. درست است خدا بزرگ است؛ اما حياي شما کجا رفته؟
22. لقمه هايي را که مهمانانتان بر مي دارند در ذهنتان شمارش نکنيد. مگر مغز شما کامپيوتر است؟ يک نفر را مسئول کنيد که با ماشين حساب، کل لقمه ها را جمع بزند و بعد تقسيم بر تعداد کند. اين طوري معقول تر است، نه؟!
23. اگر مهمانتان از شهر ديگري آمده است، پس از صرف شام در باره ي راحتي و امکانات مناسب هتل هاي شهرتان حرف نزنيد. مردم خر که نيستند، متوجه منظورتان مي شوند.
24. زبانمان مو در آورد، شما را به جان عزيزانتان آدم باشيد.


+| نوشته شده توسط موژان و رعنا در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 13:54       

مطالب گذشته

جوک(طنز)
گنجشک و خدا (عمومی)
عمومی
عمومی
چگونه در مهمانی آدم باشیم ؟
جوک (طنز)
شعر !!
راه حل کشور ها برای پیدا کردن کلید گم شده در!!!!
چگونه در مهمانی آدم باشید !!!؟؟؟
عاشقانه
عکس ها ی طنز
جوک (طنز)
عمومی

درباره


هدف ما از ایجاد این وبلاگ تنها سرگرمی نیست گاهی مطالب علمی به روز رو می ذاریم یا جوک و طنز و گاهی از عشق و نفرت و ادبیات و شعر حرف می زنیم و یا یه گپ ساده و خب حتی به معرفی کتاب یا فیلم هم می پردازیم و خیلی مطالب دیگر و در کل اوقات خوشی رو برای شما عزیزان آرزومندیم .
با تشکر موژان و رعنا


لینکستان
قالب وبلاگ
:::..ورود به شرط بلوغ(+18) ..:::
آیا سهم من این است


اضافات

لينك Rss





Template designed by : ParsTheme Group

All Rights Reserved 2007-2008

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا